صفحه اصلی | گالری تصاویر | ورود اعضاء | ثبت نام | تماس با ما امروز: پنحشنبه ۲۸ فروردين ۱۳۹۳
جستجو براساس نام شرکت و کد اشتراک :  

جستجو براساس شهر محل فعالیت :  

نوع فعالیت: شهر:
پکیج طلایی کسب و کار
نقدی بر کتاب " کلیات گوهر شناسی"
::

نقدی بر کتاب " کلیات گوهر شناسی"

تاریخ انتشار: ۱۴ تير ۱۳۹۱

متن کامل خبر:

بررسي اشكالات علمي و تخصصي  کتاب كليات گوهرشناسی

تاليف : حميدرضا عليمرداني

نمونه مورد بررسی : چاپ اول – 1388

 

 

تهيه و تنظيم : مهندس پویا کرمی

دانشجوي كارشناسي ارشد رشته تحقيقات گوهر شناسي

زير نظراستاد د كتر غلامرضا محمدزاده

 

این کتاب که به نوعی و البته به تاکید نگارنده ، اولین اثر در این رابطه میباشد بدون بررسی تاریخچه گوهرنشانی ایران و یا جهان آغاز شده و پس از اشاره ای بسیار کوتاه و گذرا به برخی مسائل که مستقیم یا غیر مستقیم با این رشته در ارتباط بودند ، به معرفی ابزار کار پرداخته است و این امر سبب گردیده که حتی معرفی تجهیزاتی که در قدیم الایام مورد استفاده قرار می گرفته از قلم بیافتد. اهمیت معرفی روند کاری گذشتگان بر کسی پوشیده نیست و بسیاری از ایرانیان علاقمندندکه بدانند پیشینیانشان  چگونه و با استفاده از چه ابزاری ، آثاری چنین خیره کننده خلق میکردند که متاسفانه هیچ ردی از معرفی انها در اين كتاب  وجود ندارد.

لازم به ذکر است که روند معرفی ابزار و تجهیزات در این کتاب ، هیچ خط مشخص یا سیر تکاملی خاصي  را در پیش نگرفته و به جای انکه ترتیبی منطقی در معرفی آنها به کار برده شود ، از انها بطور فله اي  نام برده شده است. به عنوان مثال ، نويسنده  در زمان معرفی لاک ، مجبور به استفاده از واژه  مشته شده  در حالی که هنوز آنرا معرفی نکرده است  (ص 16 ) و یا در قسمت معرفی سواله جمع کن ، صحبت از نطع که چرم میز طلاسازان و ومخراجکاران است به میان امد که نویسنده مجبور شد در میانه معرفی آن ، دیگری را نیز معرفی کند  (ص 17 ) که این کار تا حدود زیادی ، مخاطب را گیج خواهد نمود. زیرا این کتاب در قدم اول برای مبتدیان و علاقمندانی نوشته شده که در آغاز راه قرار دارند و نه برای حرفه ای ها .

 تمامی تجهیزات و ابزار با همان نامهای قدیمی و اسامي كارگري و غير علمي  معرفی شده اند و حتی برای آنها که در بیشتر موارد دارای اسامی ناآشنا با گوش اشخاص معمولی هستند ، هیچ راهنمای تلفظی آورده نشده است و یک علاقمند دور از استاد نمیداند که به عنوان مثال ، باید انگلا را Engela بخواند یا  Angola . در ضمن بهتر بود که در مقابل نام هر ابزار ، معادل انگلیسی آن نیز اورده میشد تا مخاطب ، با گوشه هایی از زبان تخصصی این رشته نیز آشنا شده و در آینده بهتر بتواند تحقیقات اینترنتی انجام داده و ارتباط برقرار کند. این وظیفه بر دوش نگارنده میباشد که با انتخاب معادل صحیح انگلیسی هر ابزار و نوشتن آن در کنار نام فارسی و آوردن تلفظ درست ، از انتشار دیگر معادل های  لفظي غلط جلوگیری کند.

در ضمن جای خالی اسامی امروزی بسیار محسوس بوده و کاش نویسنده در کنار اسامی قدیمی ، برای نام های دیمی و یا دور از ذهن ، اسامی امروزی تر و پر معناتری را جایگزین مینمود تا با شنیدن آن ، درک درست تری به مخاطب القا گردد. البته این حرف به معنای پایمال کردن نام های سنتی نیست اما میتوان این دو را در کنار یکدیگر قرار داد .

به عنوان مثال استفاده از کلمه قالپاق برای سینی حاوی گوهرها ، انتخابی مناسب نیست و میتوان از بسیاری کلمات زیباتر و امروزی تر استفاده نمود. کلماتی که ارزش گوهر و گوهردان را ارتقا بخشند نه آنکه شنونده از شنیدن آن نام به یاد هر چیزی بیافتد به غیر از سینی نگهداری گوهر.

این کتاب اگر چه مصور است اما جدا بودن عکس ها از مطالب باعث میشود که درک صحیحی از آنها حاصل نشده و این رفت و آمد بین نوشته ها و عکس ها ، مخاطب را به شدت خسته و زده خواهد کرد. روش صحيح و علمي  اين است  که هر عکس در کنار مطلب مربوط به خودش قرار میگرفت و مخاطب در حین مطالعه ، هر از گاهی نگاهی به عکس نیز میانداخت تا قدم به قدم تا درک مطلب نهایی پیش برود.

ناگفته نماند که بسیاری از عکس های این کتاب فاقد کیفیت آموزشی بوده و حتی در مواردی فاقد کیفیت ظاهری نیز هستند. مشخص است که عکس ها بدون اصلاح و بازنگری در این کتاب قرار گرفته اند . مانند عکس هایی که با دوربین های کم کیفیت موبایل برداشته میشوند مانند  تصاویر VGA . وجود سایه روشن ها و تنش های تصویری ، نمایی دیگر گونه را برای علاقمندی چون یک بانوی خانه دار اهل مطالعه اين كتاب  ایجاد خواهد کرد. اینکه یک  فقط يك شخص حرفه ای تصاویر یا نوشته ها را درک کند اصلا قابل قبول  نیست. مهم انتقال  مطالب تا درک کامل آن  برای  علاقمندان گوهر نشاني  است تا این علاقه بالقوه در آنها بالفعل گردد و از مطالعه كتاب خسته و از ياد گيري اين هنر و فن منزجر نشوند كه اين اتفاق در اين كتاب افتاده است.

در ادامه باید اظهار داشت که کتاب حاضر بدون ویرایش  علمي و ادبي به چاپ رسيده   و این موضوع آن چنان  محسوس است که برخی اشتباهات بصورت  مکرر و حتی پشت سر هم در یک پاراگراف نیز به چشم می آیند. به عنوان مثال ، کلمه ذره بین که به اشتباه " ذربین " نوشته شده و بارها نیز در همان قسمت مورد استفاده قرار گرفته است.

پس از معرفی ذره بین ، روش کار با آن نیز آموزش داده شده که تحت هیچ عنوان اصولی نیست زیرا هم روند استفاده به صورت ناقص و غير علمي  بیان شده و دیگر اینکه اگر قرار بر معرفی روش کار ابزار باشد ، باید پس از هر معرفی نامه برای هر ابزار ، روش کار آن نیز بیان گردد .فقط در این حالت ، تکلیف روند آموزش مشخص خواهد شد که متاسفانه در كتاب مورد غفلت قرار گرفته است  . چگونه هنر مند  گوهرنشانی که تمام روز با گوهر کار دارد ، میتواند از این آموزش اشتباه به ننیجه ای درست برسد ؟ البته نباید خستگی زود هنگام ناشی از استفاده اشتباه را نادیده گرفت ( ص 18 )

بررسی های قسمت سنگ شناسی (گوهرشناسی) مشخص کرد که در حقیقت مطالب نوشته شده روش شناسایی نیستند بلکه بیشتر مطالبی در مورد خواص شناسی گوهرها هستند. زیرا در روند شناسایی ، روشهای تحلیل و بررسی گوهرها آورده میشود که مبتنی بر خواص فیزیکی و شیمیایی آنها بوده ودر نهایت به شناسایی نام آنها میانجامد. اما در این قسمت ، فقط به معرفی ظاهری گوهرها اکتفا کرده و به معرفی حالت های یک گوهردر شرایط گوناگون پرداخته است که در حقیقت خواص یک گوهر را شامل میشود که البته و متاسفانه در بیشتر موارد نیز اشتباه بوده اند. در ذیل به مواردی از این دست اشاره میگردد :

الف - در قسمت معرفی زمرد نوشته شده :

"از مشخصه های اصل بودن زمرد ، وجود ترک های ریز در آن است." ( ص 78 ) .این جمله اشتباه  محض است. زیرا اصل بودن یک زمرد را از ترک های آن تشخیص نمیدهند و در ضمن زمرد هایی با کیفیت وجود دارند که ترک ندارند یا اگر دارند بسیار ریز تر از آنی هستند که با چشم غیر مسلح مشاهده گردند.همین امر باعث میشود که خواننده  ، یک زمرد بدون ترک و دارای کیفیت بالا را اشتباها بدل تشخیص دهد زیرا در آن ترکی نمی بیند. و دیگر اینکه بسیاری از زمردهای مصنوعی و حتی بدلی نیز دارای ترک هایی هستند که تشخیص آنها در مواردی بسیار دشوار میباشد. مخصوصا زمرد های ساخته شده به روش محلول . در ضمن تراش زمرد گون به خاطر بیش از حد خاص بودنش به این نام مفتخر نشده بلکه به دلیل ترد و شکننده بودن زمرد ، آنرا در بیشتر موارد به این شکل میتراشند تا از زوایا نشکند و از این رو این تراش به نام زمرد گون (زمردی) نامیده میشود.

ب – در  قسمت معرفی یاقوت ذکر شده :

 " یاقوت در رنگهای سرخ ، زرد ، سبز ، سفید و کبود یافت میشود و در اثر حرارت از هم نمیپاشد. " ( ص 79)  – این اطلاعات  كاملا ناقص و اشتباه هستند. یاقوت در دیگر رنگ ها از جمله سیاه ، بنفش ، نارنجی و غیره نیز وجود داشته و نمونه های پدیده دار آن نیز به کررات مورد استفاده قرار میگیرند. در ضمن یاقوت مقاوم است اما در پاره ای موارد در زمان حرارت دیدن از محل برخی ناخالصی ها ، ترک خورده و میشکند و گاهی نیز شکسته ها به اطراف پرتاب میشوند.

پ – در معرفی نامه زبرجد و لعل ، هر دو به عنوان گوهرهای قیمتی معرفی گردیده اند ( ص 79 ) در حالی که هر دو نیمه قیمتی میباشند. در ضمن نوشته شده که " لعل ، سرخ رنگ و مانند یاقوت یافت میشود" . اگر چه لعل به رنگ سرخ نیز یافت میشود اما دارای دنیایی از رنگ ها و تمایل های دیگر نیز هست که در دنیای گوهرشناسی به عنوان یک خانواده از آن یاد میشود. مانند لعل صورتی ، لعل بیرنگ ، لعل کبود و غیره . در ضمن لعل فقط معادل فارسی اسپینل میباشد و نباید به اعضای گروه گارنت ها از جمله آلماندین و پایروپ ، لعل گفت . البته نمونه این اشتباه در کتابی دیگر نیز که در مورد گوهرشناسی میباشد آمده است.

ت – در بررسی عقیق آورده شده :

" با ارزش ترین عقیق ها زرد است . عقیق صاف و شفاف است. " در حالی که این مطالب صحت ندارند . عقیق زرد یکی از معمولیترین و ساده ترین عقیق ها میباشد که تقریبا در 94 درصد حالات ، به صورت بهسازی شده تکمیل وبه بازار عرضه میگردند. با ارزشترین عقیق ، عقیق منظره ای و گاهی عقیق آبدار است که البته بسته به هر اقلیم ، ارج و منزلتی خاص می یابد. به عنوان مثال ، در ایران عقیق یمنی دارای بالاترین جایگاه نیزد ایرانیان است. در ضمن عقیق صاف و شفاف نیست بلکه عقیق های دارای کیفیت کم را توسط دستگاه های گوناگون تراش داده و بهسازی کرده و صاف وشفاف میکنند و به بازار میفرستند. امروزه چین قوی ترین صادر کننده عقیقهای اماده سرخ ، سبز ، زرد ، سیاه و قهوه ای به ایران میباشد که 95 درصد مواد اولیه خود را که همان عقیق باشد را از ایران تهیه مینماید. در حقیقت ازما میخرد و به ما میفروشد.

ث – در معرفی کوآرتز آورده شده :

" به بلورهای بزرگ کوآرتزها ، در کوهی گفته میشود و در آن  ناخالصی هایی ریز و درشت و حباب های هوا و آب و .. وجود دارد"

هر دو مورد عنوان شده اشتباه است. زیرا در کوهی به خود کوآرتز گفته میشود حال در هر اندازه ای که باشد و البته خود کلمه در(Dorr) در حقیقت ، به کوآرتزهایی در قدیم گفته میشد که دارای تراش دامله بودند و نه بیشتر اما در تعاریف کانی شناسی امروز ، این تعریف جابجا شده است. در ضمن هیچگاه در درون یک کوآرتز ، حباب وجود ندارد .

در ادامه نویسنده عنوان کرده که به عوامل داخلی بازدارنده نور ، ناخالصی گفته میشود و برخی گوهرها را مانند آمیتیست و الماس و مالاکیت نیز معرفی کرده است. در حالی که تعریف ناخالصی بطور كلي و تماما به اشتباه بیان شده و در ضمن گوهر مالاکیت ، کاملا مات است و ناخالصی درونی آن قابل مشاهده نیست. در حقیقت ناخالصی دیگری جز خودش وجود ندارد.

ج – در قسمت توانایی های گوهرها ، در مورد الماس آورده شده :

" در سختی عنصر الماس شکی نیست اما این دوام نیز به شرایط بسیاری بستگی دارد.میتوان گفت الماس بسیار سخت و مقاوم  در برابر فشار و حرارت است  اما آسیب ناپذیر و ناشکستنی و غیر قابل تراش خوردن نیست "

کل این تعریف اشکال دارد. کاملا مشخص است که نویسنده تعریف دقیق سختی ، مقاومت و استقامت را به درستی ندانسته و آنها را به جای یکدیگر به کار برده است. در حقیقت تعریف درست این میباشد که الماس سخت است اما مقاوم ترین و با استقامت ترین نیست و حتی از یشم و در مواردی از عقیق هم مقاومت کمتری دارد.

در قسمت ارائه تعریف تراش ها ، اطلاعات تا حدودی قابل قبول هستند اما هنوز کامل نیستند و مشخص است که یک مخراجکار باید بیش از این ها در ارتباط با تراش ها و زوایا و ابعاد ان ها بداند. البته در قسمت اصطلاحات مورد استفاده برای الماس ، کمی اطلاعات به صورت اشتباه ارائه گردیده به این شکل که در کنار اسامی انواع الماس مانند الماس قهوه ای یا الماس سیاه ، برای دیگر الماس ها از اسامی متداول در بازار ایران استفاده شده و یا در مواردی از نام های تجاری مورد استفاده بنکداران بهره برداری شده است. در حالی که تجارت این گوهر جهانی که حتی به عنوان سرمایه در بسیاری از بانکها نگهداری میشود ، دارای اسامی و درجه های مربوط به خود است که حتی رتبه بندی رنگی آن نیز برای خود قوانین دارد نه اینکه از کلماتی مانند لایت و تاپ لایت و.. استفاده گردد.

تعریف و درجه بندی رنگ ها در الماس آنقدر دقیق و پیچیده است که برای درک آن از مستر استون و یا برنامه های خاص دیجیتالی متصل به دستگاههای تشخیص رنگ و یا اسپکتروسکپی استفاده میگردد نه اینکه هر رنگی را که چشم ببیند همان به عنوان رنگ الماس اعلام گردد.

نویسنده در قسمت روشهای شناسایی الماس روشهایی را عنوان کرده که هرگز نمیتوان به عنوان یک اصل در شناسایی از آنها استفاده کرد. به عنوان مثال برگرداندن الماس روی یک نقطه و عدم دیدن ان هیچ ارتباطی به شناسایی الماس ندارد. زیرا امرزه گوهرهای ابداعی توسط بشر و یا الماس های مصنوعی در بازار وجود دارند که طبق تراش دقیق به همین حالت خواهند رسید. در حالت دقیقتر هر گوهری که تراش ان با توجه به فرمول زاویه حد و اصول دقیق تراش آن صورت گیرد، همین خصلت را به نمایش خواهد گذارد . به عنوان مثال الماس دارای زاویه حد 24 درجه (با تقریبی اضافی) میباشد که  در صورت رعایت ان ، نوری از پاویلیون آن خارج نخواهد شد.کوآرتز نیز اگر با زاویه 41 درجه حد ، تراش بخورد به همین منوال نور را بازخواهدگرداند و نقطه مشاهده نخواهد شد.به همین سادگی.

در ضمن دستگاهی که نویسنده به عنوان گرما سنج معرفی کرده ، هیچ گونه گرمایی را اندازه گیری نمیکند بلکه با فرستادن و هدایت مقداری حرارت در گوهر و بررسی نوع حرکت و عکس العمل گوهر نسبت به آن و بررسی این روند، به شناسایی آن گوهر خواهد رسید . این روش برخلاف آنچه که نویسنده کتاب به عنوان روشی مطمئن معرفی کرده ،هرگز قابل اعتماد نمیباشد. زیرا مسائل زیادی و جود دارند که براحتی در این روش شناسایی،  ایجاد اخلال می کنند و جالب تر آن که بر خلاف ادعاي نویسنده ، این روش هرگز نمیتواند فرق بین گوهرهای اصل از مصنوعی را بيان كند  وهر شخصي با مطالعه اين موضوع  براحتی نیز گول گوهرهای دو قسمتی یا سه قسمتی و مهمتر از آن بهسازی شده را خواهد خورد.

و در آخر باید به این نکته اشاره نمود  که نویسنده به عنوان مطمئن ترین راه در شناسایی گوهرها ، روش بررسی میکروسکپی را عنوان کرده که در ان آورده :

" آخرین و کاملترین روش شناخت سنگها، شناخت نوع سلول آنها میباشد که با میکروسکپ های بسیار دقیق میتوان از آنها بهره مند شد. در این روش حتی میتوان معدن استخراج هر سنگ را تشخیص داد زیرا سلول های تشکيل دهنده هر سنگ و حتی گاهی هر معدن شکل خاص خود را دارند ..."

تمامی این متن اشتباه  محض است. اگر چه در بررسی گوهرها از میکروسکپ استفاده میگردد اما این وسیله دارای بزرگ نمایی تا حداکثر 90 برابر بوده که فقط میتوان با آن ناخالصی های درونی را مشاهده نمود و نه سلول ها را. در ضمن تشخیص معادن یک گوهر از طریق ناخالصی های درونی صورت میگیرد نه سلولها . اگر قرار بوده سلول ها در یک گوهر بررسی شوند باید هر گوهرشناسی مجهز به میکروسکپ  الکترونی با بزرگنمایی حداقل بیست هزار برابر بود که جدای از قیمت چندصد میلیونی این دستگاه ، هیچ کمکی به شناسایی نمی شود. زیرا برای مشاهده یک جسم در زیر این گونه میکروسکپ ها باید یک برش چند دهم یا چند صدم میلیمتری عرضی از نمونه مورد نظر تهیه گردد که در حقیقت نیاز به یک دستگاه برش لیزری نیز پیش خواهد آمد که حتی در عین وجود تمامی این موارد نیز باز نمی شود گوهر را شناسایی نمود. زیرا آن چیزی که برای شناسایی باید به دنبال آن باشیم آنقدر بزرگ و غیر قابل بررسی شده که کارایی لازم را نخواهد داشت.

در ضمن خود میکروسکپ به تنهایی کمکی به شناسایی نمیکند زیرا بسیاری از گوهرها دارای ناخالصی هایی مشابه هم می باشند مانند ناخالصی های کوآرتز و فلورایت. لذا از این وسیله برای بررسی نوع و شکل ناخالصی ها ، بهسازی ها و گاهی شناسایی معادن استخراج ان گوهر استفاده میگردد و هرگز به تنهایی ، یک روش برای شناسایی نخواهد بود . به جز برای شیشه و پلاستیک .

اینجانب به عنوان یک محقق ، و یک جواهرشناس که البته از دوستان مولف این کتاب نیز میباشم ، فقط به گوشه ای چند از اشكالات  این مجموعه اشاره کردم و امیدوارم که این نقد دلسوزانه ، باعث گردد که  کتاب كليات گوهر نشاني تاليف آقاي حميدرضا عليمرداني بازبینی دوباره شده و تمامی اشكالات علمي و ويرايشي آن برطرف  گردند.

به امید روزی که شاهده کتاب های بدون اشکال در زمینه های مختلف صنعت  طلا و جواهر در ايران  باشیم.

 

 

 


 

 

دهکده جهانی سنگ بزرگترین بانک اطلاعاتی سنگ

 

 


بازدید: ۷۳۲ بار

کلمات کلیدی: